(رها(باران
باران كه ميبارد تو ميآيي
روز ولادت امام جواد، آقا جان جوادت ... مثل باران را که نشان داد و حمیدرضا برقعی شعرش در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت / وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت / وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت / مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت / باز این چه شورش است که در جان واژه ها ست / شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست / را خواند و گفت و گفت؛ حال و هوایم تغییر کرد آن چنان تغییری که آمدم حرم تا دعا کنم که این تابستان مانند تابستان گذشته شود و بروم مشهد. بروم تا بدانم که کیست؛ بروم تا بدانم که گذشته سال چه بر من گذشت و چه کسی منجی ام شد و نجات بخش بود حرمش. آقا جان جوادت. این مرد از نسل مبرقع ها عجب حالی دارد خوشا به حالش.
| Design By : Night Skin |


