(رها(باران
باران كه ميبارد تو ميآيي
خسته تر و کسل تر از قبل. //نمیدونم چراشو// یا //چراشو نمی دونم// کلا هیچ چیز نمیدونم.ولی یک چیز رو خوب میدونم؛ اونم این که خسته و بی حوصله و کسل ام. یه دزدی؛ خیلی با معرفت؛ زد به مالم.حالم گرفته شد خیلی خیلی زیاد. حتما حکمتی بوده؛ یه دزد با معرفت می دونسته بهش وابستگی دارم؛ بردش. بردش تا دوباره بفهمم که ماله دنیاست و فانی و رفتنی و نباید بهش دل ببندم. ولی گرفتگی حالم به خاطر این نیست؛ حالا به خاطر چیه باید بگردم پیداش کنم؛ تا حالا که نتونستم . ای بابا؛ چقدر بی حوصله ام.
به نام او
نوشته شده در 88/03/04ساعت
توسط رها | |
| Design By : Night Skin |

