تبليغاتX
(رها(باران


(رها(باران

باران كه مي‌بارد تو مي‌آيي

به نام آه

پست نقش را خواندم و داغ دل تازه شد.انگار فراموش شدنی نیست؛ نباید هم فراموش بشود؛ مگر میشود آنجا را فراموش کرد؛ مگر جایی زیباتر و گران ارجتر از آنجا را می توان در عالم یافت.؟؟؟

نه نمی توان یافت.

کجا غیر از مدینه بوی رسول وحی را می دهد؟؟؟

کجا غیر از مدینه نشان دخت رسول اعظم را دارد؟؟؟

کجا غیر از مدینه غربت کریم اهل بیت را می توان حس کرد؟؟؟

کجا غیر از مدینه می توان همپای سلمان حرکت کرد؟؟؟ " سلمان منا اهل البیت"

کجا غیر از مکه می توان دست در دستان خدا گذاشت و او را بوسید؟؟؟

کجا غیر از مکه می توان "انا المهدی آل محمد" را درک کرد و با تمام وجود لمسش کرد؟؟؟

هیچ جا.هیچ جا را نمی توان یافت.

خدایا این چه داغی است که در سینه دارم و هر روز که به سالگردش نزدیک می شوم نواخت قلب به شماره می افتد و می خواهد بایستد.!!؟؟؟؟

خدایا چرا تابلوی ایست را بالا نگرفتی تا بایستد و چشمانم سو نداشته باشد تا چشمی که یار را دیده دنیا را نبیند.!!؟؟؟؟

مگر علی بن مهزیار مرگ اختیاری را برنگزید؟؟؟؟

 خدای من، معبود بی همتا، بار دیگر مرا در آغوشت بگیر و با خودت به آنجا ببر.

"اللهم ارزقنی حج بیتک الحرام"

 

نوشته شده در 88/01/22ساعت توسط رها | |

به نام آه

تمام می شود.انگار همه چیز تمام می شود.خب هر چه آغازی دارد حتما انتهایی هم دارد.

" این مرد انگار همچنان مرد است شاید هم درد است"

درد٬مرد٬ فرقی ندارد. یک بنده خدایی می گفت :" مرد بی صدا می شکند."

من اندکی فهمیدم آن موقع ٬ الان بیشتر می فهمم.

تمام شد خیلی وقت است که تمام شده است.

باید تمام می شد.ولی تمام شدنش جالب بود.

                          "من یتق الله یجعل له مخرجا"

نمی دونم.

نوشته شده در 88/01/14ساعت توسط رها | |


Design By : Night Skin