(رها(باران
باران كه ميبارد تو ميآيي
در هنگام تحویل سال بیایید دست به دعا برداریم . برای تمام آرزومندان آرزو کنیم. برای رها هم دعا کنید. او تصميم گرفت ديگر خبري از عشقش نگيرد . تنها به خاطر زندگي او و خودش . او براي عشقش همه کار کرده بود ، پس اين کار را هم مي توانست بکند. من تو را زهر شیرین خوانم ای ع ش ق من تو را زهر شیرین خوانم ای ع ش ق من تو را زهر شیرین خوانم ای ع ش ق من تو را زهر شیریبن خوانم ای ع ش ق من تو را زهر شیرین خوانم ای ع ش ق من تو را زهر شیرین خوانم ای ع ش ق من تو را زهر شیرین خوانم ای ع ش ق من تو را زهر شیرین خوانم ای ع ش ق من تو را زهر شیرین خوانم ای ع ش ق من تو را زهر شیرین خوانم ای ع ش ق وقتی جهان از ریشه جهنم و آدم از عدم و سعی ا ز ریشه های یاس می آید وقتی که یک تفاوت ساده در حرف کفتار را به کفتر تبدیل می کند باید به بی تفاوتی واژه ها و واژه های بی طرفی مثل نان دل بست نان را از هر طرف بخوانی نان است! "قیصر امین پور" روزي كه مي خواست ادامه دهد،گفت:" دوستت دارم." روزي كه ادامه داد،گفت: "مي خواهم باشي." اما ... روزي كه رفت ، سكوت كردم و هيچ بر زبان نياوردم. چون سكوت تنها چاره ام بود. در دل تنگم خموشي مي كند انبار حرف محرمي كو تا بگويم اندك از سيار حرف دردهایم را باز گو کردم تا بداند با چه طمانینه ای تاب می آورم. دردهایم را باز گو کردم تا بداند طاقت نحیف بشری ام چه سر سختانه تحمل می کند و چه نجیبانه سکوت. و سکوت ... سکوت ... ای سکوت ، ای مادر فریادها ! دوست دارم بروم سربه سرم نگـــذاريد گريه ام را به حســاب سفرم نگـــذاريد دوست دارم که به پابوسي باران بروم آسمان گفته که پا روي پرم نگـــذاريد اين قدر آينه ها را به رخ من نکشيــد اين قدر داغ جنون بر جگرم نگـــذاريد چشمي آبي تر از آيينه گرفتارم کرد بس کنيد اين همه دل دور وبرم نگذاريد آخرين حرف من اين است،زميني نشويد فقط... از حال زمين بي خبرم نگــذاريد
به نام خالق آبي آرام بلند
او را از دست داد ؛ اما نمي خواست . خودش را گناه کار مي ديد ، ولي واقعا گناه کار نبود .
با خود مي گفت :"من حقم اين نبود ، من صادقانه آغاز کردم اما او نفهميد. نمي دانست چرا عشقش اينطور گذاشت و رفت."
...
عاشق ما تصميم خودش را گرفته است
مي خواهد رابطه اش را رها کند تا دلش رها گردد.
مي خواهد بگذارد عشقش همانطور که مي خواهد بزيد ؛
همانطور بي وفا
| Design By : Night Skin |


