(رها(باران
باران كه ميبارد تو ميآيي
دیگر ردپایت را دنبال نخواهم کرد. هیچگاه؛ برای هیچلحظهای. نمیدانم چرا تو هم آنطور شدی که نباید میشدی. دل مرا ببخش که تو را هم در آنجا برد؛ دست خودش نیست؛ تقصیر توست. در هر صورت چارهای نبود. خدانگهدارت مرد آن است كه از نسل سياوش باشد عاشقی شيوه ی رنـــدان بلاكش باشد ... ... با دلی پر شده از زخــم نمك میخورديم دوش وقت سحر از غصه ترك میخورديم ... ... چارهای نيست گلم، قسمت من هم اين است دل به هر سرو قـــــــدی میسپرم؛ میسوزد ... ... الــــــغرض، از غم دنيا گلهای نيست عزيز گلهای هست اگر، حوصلهای نيست عزيز ....................... ....................... میایی تا میآیم بگویم سلام؛ تو سلام کردهای و میگویی: "خوبی؟چه خبرا؟" و باز هم من هستم که کم آوردم. ولی به روی خودت نمیآوری، با این کارت هم باز من هستم که کم میآورم. در مقابلت که کم میآورم در دل خودم را لعن میکنم. غروب که میآیی من کم میآورم. ولی باز هم تو قهرمان؛ باشد اشکال ندارد. 
| Design By : Night Skin |


